‏نمایش پست‌ها با برچسب سرچراغی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب سرچراغی. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۹ مرداد ۲۷, چهارشنبه

خانه ي نو

آمديم اينجا در گيجاگيج بي مخاطبي و بامخاطبي به مدد يك h اضافه در انتهاي مسير

پ.ن: آقاي ديوارنويس صداي اعتراض شما را شنيديم!

۱۳۸۹ خرداد ۱۸, سه‌شنبه

زلف تو زنجير ما


نميشه...
نميتونم بنويسم از يكسال قبل، همين ساعت...
از اون روز فقط يه لبخند محو ته مغزم مونده و يك نوشته رو ديوار اتاقم كه كوچولو نوشته شده: سبز كشميره ما... زلفاي تو زنجير ما
اونقدر سرخوش بوديم كه حتي اين شعر برا ما دنيا بود... براي ما كه فكر ميكرديم داريم به سال تحويل نزديك ميشيم... فكر ميكرديم شنبه كه بياد سر اومد زمستونو با هم ميخونيم

روايت ديگري از زنجير سبز 88: ما بوديم... ما ديديم...

۱۳۸۸ اردیبهشت ۱۶, چهارشنبه

یک دم خیال آمدنت را به من بده



من هنوز
توی هر خیابان
دلم خواسته نام تو را بلند صدا کنم
که یکی برگردد، خیـــــــــــــال کنم توئی